هنگ پیوستگی*

شنبه ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹

تقویم دانشگاهی به طرز عجیبی با پروزه هایمان در شرکت هم پوشانی دارد! روزهایم را نصف کرده ام؛ نیمی برای درس، نیمی برای کار. باز هم دارم خودم را نادیده می گیرم!!!

* Modulus of Continuity

/ 2 نظر / 3 بازدید
Montra

6 commentaire: سانتا گفت... کار و درس همزمان همیشه مساوی با نادیده گرفتن خودت میشه... من تجربه شو داشتم و گریزی هم ازش نیست ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۳:۵۲ آرام گفت... به خودت برس عزيزم.خودتو فراموش نكن. ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۲۷ homa گفت... خدا قوت عزیزم ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۲۲ امیر گفت... سلام، از اینکه درگیر یه زندگی فشرده باشم بیشتر خوشم میاد. حالا که از دوران هر وقت اراده کنی برای هر کاری که بخوای وقت داشته باشی دور شدم و محبورم برای همه کارام از قبل برنامه ریزی کنم بیشتر راضیم. از اینکه هفت صبح از در میزنم بیرون و نه و ده شب برمیگردم اصلا ناراحت نیستم. اینجوری از آخر هفته ها و تعطیلاتم خیلی بیشتر لذت میبرم. اینجوری بیشتر احساس بودن میکنم. اما اگه یه روز به (وبلاگ)کسی برخوردم از فشردگی کار و درسش ناراضی باشه اصلا تعجب نمیکنم چون میدونم بیشتر مردم اینجورین دیگه. ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۳:۰۶ Reza گفت... یکشریفیاصیلفقطمیتازد. ۱۳ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۱۶ Mahantra گفت... دوستای خوبم! من نه خسته شدم، نه کم آوردم. فقط موضوع اینه که از یه بعدی بودن- مرض قرن- اصلن خ

Montra

Mahantra گفت... دوستای خوبم! من نه خسته شدم، نه کم آوردم. فقط موضوع اینه که از یه بعدی بودن- مرض قرن- اصلن خوشم نمی یاد. خواستم زود یادآوری کنم که اسیرش نشم. آخه همه ی زندگی که درس و کار نیست!!! ۱۶ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۳۹