چون زیستن...

دروازه ی بلورین خفتن را بگشای! گل آویز زمان با مکان، اکنون با گذشته، زمین با آسمان، سایه با تصویر، این سو با فراسو، خاور با باختر... به سوی کاخ های فیروزه، و بازارهای دارچین، و ناوهای دریازنان، و قطارهای بردگان، و شبکه ی آبنوس حرم- گاه درویشی، گاه شه سواری زیناوند، گاه گل خن بانی بر خاکستر، گاه عارفی بر دار، و گاه ره روی گم راه... در آینه های سپنجی نسبیت، در کتاب بی عاطفه ی عبور.

با مشت درشت انسانی، گریبان لعبت ساز را می گیرم: مرا به سوی صندوق های نیستی سرازیر می کن! با خود و عناد خود برای کاری بزرگ، به سرای وجود آمده ام تا مانند گل تاج خروس با صد زبان به در خشم. در سرشت خود، چون درختی فراببالم و بر بالاترین شاخه ام، زیباترین پرنده نغمه سر می دهد.

با کوله بار تیشه و ماله به سراغ استادکاران رفتن، از خود به در آمدن، در هوس های عبث نپوسیدن، خود را برگی از بیشه ای شمردن، با بارش برکت خیز فرو باریدن، با درخش نگاه جهان را افروختن. در پهنه ی تاب ناک بیداری با هزاران ستاره تافتن و انگشتان شعله ور را شمع آسا به سوی جهانیان برداشتن؟

زمانی من جادوگر گم راه ساز به میان خیلی بی خیال افتادم و بر آن ها تنبور افسانه های محال نواختم. گفتم که شهر آرزو در پس این پیچ ست و من شیادی صیاد نبودم- وای شگفتا، شهر آرزو در پس پیچ بود!

ای واژه های فسون ساز! در کهربای شما، روان ام پخش شد. در شما نیز، ای سوسمار گنگ در جاده ی دراز زمان.

غریبم در این سامان اکنون- بین دیوارهای گذشته ها و آینده ها: گامی کوتاه، جلبکی نااستوار و در افراز نام ام، ای باستان شناس، نقشی ست از اسرار. آن را دریاب تا در پیکر تو، خاکسترم زنده شود بر سرشک نیای خود با نوش خندی سخن گو! چنان که من نیز، با حافظ زیسته ام. جان ها را- این جا- به رشته کشیده اند. دل ها برق گیر دل هاست و کبوتر قاصد شعر- این جاسوس روان ها- بر شما ای جهان های شاد با جبر و خرد، جایی در سایه ی درخت سدر و به دور از رنج پیشینیان.

این غریبه ی ژولیده را می شناسید.

/ 8 نظر / 2 بازدید
مهشید

برات خوشحالم مونتی جونم افراز نامم یا افزار نامم؟ هوم؟درست نفهمیدمش

سان آپ

عالیه که آپپپپپپپپپپ کردی عزیزم. دیروز اومدم هیچی معلوم نبود!!!! گللللللل باور میکنی من نمیدونستم شراگ پسرخالته؟ چند روز پیش شروین رو آورده بود کارتینگ فهمیدم برادرن...!!!!! خودت باورت میشه نسبت داشته باشین؟ آخه هیچ شباهتی بهم ندارینننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن چرا؟

نگین

[گل][گل] تقدیم به مونترا از طرف یک مبتلا به ذوقزدگی شدید [زبان]

هما

[لبخند]

مقداد

تبریک که نوشتن را از سر گرفتی [هورا]

امین

سلام. چه افسونگر بود نوای تنبورت. کم کم باورمان میشود که آنطرف پیچ خبری است.

ندا

در هوس های عبث نپوسیدن؟ چه زیبا!

یاسر داودفر

سلام دوست عزیز ... _________ سری جدید کاغذ دیواری های یاس گرافیک________ منتظر حضور گرمت هستم ... با تشکر یاسر داودفر