یک- چهار- نه

دوشنبه ۸ مارس ۲۰۱۰

غبار روزمرگی ها را که از شیشه ی دلت بزدایی،
خواهی دانست
نه نگاه تو خاکستری بوده،
نه همه ی او سیاه!
ابری خواهی شد و مه آلود؛
اما
باران چشم هایت،
تیرگی ها را خواهد شست؛
و هفت رنگ آرامش
در وجودت
طاق خواهد بست.
غبار روزمرگی هایت را بزدا...

بعدنوشت: لطفن به راز- وب سایت آقای پویان شیوا و همسرشون- سر بزنید و در معرفی کتاب های دوست داشتنی سال 88 مشارکت کنید. مرسی. من هم سعی می کنم به موقع خودمو برسونم.
امیدوارم طرح جالب و چند ساله شون مورد استقبال همه ی دوستان، خصوصن اهور، خوشه چین و خواب زمستانی- با توجه به سابقه شون در اختصاص چند پست به معرفی کتاب- قرار بگیره. :)
http://www.pouyan.ws/

/ 4 نظر / 3 بازدید
Montra

18 commentaire: rangynak گفت... خوبه اما گاهی چهار چوب هایی برات تعیین شده که باز هم هر تغییری تو اون چارچوب بدی بیحاصله و زود غبار روزمرگی دوباره میشینه. تغییری لازمه فراتر از اون چارچوب که یا ممنوعه یا ریسکه و.... ۹ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۰:۴۹ امیر گفت... سلام، 1. چه قشنگ 2. این زدودن غبار روزمرگی خودش یه پا جهاد اکبره. ۹ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱:۳۶ محمد درویش گفت... درود ... درست می گویی دختر! سهراب می گوید: بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم. و مشیری می گوید: نگاه توست که رنگ دگر دهد به جهان اگر که دیده ات خو نکند به بد دیدن ما باید بکوشیم تا این غبار را از دیده هامان بزداییم و شاید یکی از بهترین راه هایش این است که بدون تعصب و پیش داوری هر حرفی را بتوانیم عمیقن گوش دهیم و بر معرفت خویش بیافزاییم. ۹ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۴:۵۱ amin گفت... چند وقتی هست که ابری هستیم و بارانی اما پاک نمی شود لامذهب. ۹ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۹:۵۴ Reza گفت... خدا كنه ايني باشه كه ميگي يعني جواب بده واقعا ۹ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۳۳ سروی گفت... این که می گی احتمالا درسته ... اما سخته ... بعضی وقت ه

Montra

سروی گفت... این که می گی احتمالا درسته ... اما سخته ... بعضی وقت ها اینقدر انرژی که صرف از بین بردن روزمرگی ها می کنیم ، دیگه قدرتی برای حرکت های نو برامون نمی مونه . بعضی وقت ها همه ی خلاقیتمون صرف از بین بردن ریسمان عرف و عادت میشه ... اونوقت دیگه هیچ چیز جز "هیچ چیز" برامون نمی مونه ... بعضی وقت ها ... البته ... ۹ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۵۵ شین بانو گفت... چه زیبا بود و چه نیاز داشتم به شنیدنش... سپاس... ۱۰ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۸:۵۹ شین بانو گفت... درست می گی ...مالکیت وجود نداره ولی امان از آن گا ه های اندک که دل می خواهد وجود داشته باشد و عقل نهیبش می زند... ۱۰ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۹:۵۶ mohsen گفت... مونترای عزیز زیبایِ زیبا است. با همه هفت رنگش به ذهن نشست . " غبارعادت پیوسته درمسیرتماشاست، همیشه با نفس تازه راه باید رفت" ۱۰ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۰۷ tara گفت... sarshar az ranginkamune aramesh bashi dus jun ۱۰ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۸:۳۲ مهشيد گفت... ساده اما دلنشين ۱۱ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۳۷ متین گفت... دلم شستشو خواست شستن این روزمرگی ه

Montra

متین گفت... دلم شستشو خواست شستن این روزمرگی ها مثل تار شده. هر چی تلاش میکنم تموم شن بیشتر دورم تنیده میشه این روزمرگی ها خسته ام کرده. خسته. ۱۲ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۰۱ كوروش گفت... جمله آخر خدا بود..... ۱۲ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۵۴ سان آپ گفت... ببين مونتي اگر اون سبزه بود يا مثلن آفريقايي چي؟ اينا كه گفتي هنوز صادق هست يا نيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ =)))) قيافتو با عينك دودي گنده و سياه تو خونه تصور ميكنم با اون هزارتا قولي كه به مسعود دادي كه چيزي نخوني به چشمات فشار نياري هيچ كاري نميتوني بكني حال ميكنم آي حالللل ميكنم ;) ۱۲ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۲۳:۰۶ شقایق گفت... بی صبرانه منتظرم که خبر سلامت چشمان زیبایت را همین جا بخوانم ۱۳ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۸:۰۴ آرام گفت... زيبا مينويسي.زيبا نوشتي...... ۱۳ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۱۳:۲۵ hElEn گفت... salam dost dashtam baz benvis ۱۳ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۲۲:۲۱ فرشید کریمی گفت... با سلام دارم شدیدا روی بوف کور کار میکنم. شاید تاثیر این اثر و حجم زیاد نقدهای روانی و فرویدی که روی آن دارم مینویسم باعث میشه که بگم از شما انتظار این پست ضعیف

Montra

فرشید کریمی گفت... با سلام دارم شدیدا روی بوف کور کار میکنم. شاید تاثیر این اثر و حجم زیاد نقدهای روانی و فرویدی که روی آن دارم مینویسم باعث میشه که بگم از شما انتظار این پست ضعیف رو نداشتم - چشمها و دلسوزی های دوستان نمیتونه باعث مکانیسم دلیل تراشی (RATIONALIZATION)فروید بشه- جواب شما در یکی از شعرهام هفت گونه رنگ فرخنده روزي ست شادمان بودن در دنياي بطالت طلبان و زمين زادگان اين هرج و مرج تمدن گونه باري ست فراگرد* عصبيت آدمي اين زلف کج مدار فريب آميز آدمي را، خوار آميزش ملال آورش مي سازد اين گلشن هستي گونه شده چه زيبا نکوهش مي کند آنان را که نمي دانند هر گونه که باشند مسافر ابديتند و رهاورد انتقال . اي آسمان زادگان پرنيان حقيقت لطيف است و هفت گونه رنگ اي چشمانمان ناتوان درک و ديدار امواجي نکوتر حاصلمان فرما شادي پيشينيان موهبتمان نما در قاموس تن و جانداري زندگي تأخر ديريني است از ندامت و بازگشت و چه سهل انگاري تلخي است اين پيشه کرده ي بشر در زندان جاويدان 27/4/87 - شيراز *Process ۱۹ مارس ۲۰۱۰، ساعت ۰:۴۸