توجیه اش با نسبیت

پنجشنبه ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰

سر کلاس، استاد می گوید: " ایده آلیسم منجر به انفعال می شود."، و من با خودم فکر می کنم این جا عدم ایده آلیسم است که منجر به انفعال شده؛ گویی سال هاست که این مفهوم در ذهن مردم ما هر لحظه به سوی صفر، بیشتر میل می کند!

/ 5 نظر / 3 بازدید
Montra

13 commentaire: امیر گفت... سلام، به نظرم حق با استاده ها! همون ایده آلیست غلط سی سال پیش به این طرفه که ما رو به اینجا کشیده. با آرمان گرایی میشه عوام و توده مردم رو گول زد و به قشنگترین وعده ها فریفتشون: تشکیل حکومت عدل و مجانی شدن آب و برق و نفت و ... یا مثلا عاقبت حکومتهای کمونیستی با اون شعارای قشنگ و ایده آلشون. البته که واقع گرایی امتحان خودش رو بهتر پس داده. پ.ن: یادمه یه بار نوشته جالبی در این مورد از شریعتی خوندم که ضمن نفی آرمان گرایی و واقع گرایی مطلق ارائه آرمان قابل دستیابی رو از ویژگی های اسلام دونسته بود و ... اگه منبع رو یادم اومدم معرفی میکنم. ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۰:۵۶ علی مرادی گفت... منم با شما موافقم.اینجا از نبود ایده آلیسم به انفعال می رسیم. شاد باشید ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۲:۰۳ امیر گفت... شرمنده میکنید. این چه حرفیه. من فقط خواستم دلیل اینکه متوجه منظورتون نشدم رو بگم. همیشه تقابل افکاره که باعث پیشرفت میشه. به هر حال توضیحات شما در حکم یه پنجره با یه ویوی جدیده برای من که امیدوارم ادامه داشته باشه همیشه. ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۲:۰۸ كاسني! گفت... مه

Montra

كاسني! گفت... مهم ميله، حالا چه به سمته صفر يا به سمت +- بي نهايت :-)) ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۳:۰۳ Reza گفت... ببینم مونترامنظوراستاد ایده آلیسم مفرط نبوده احتمالا؟ ;-) ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۰۴ tara گفت... bardashte man ine ke ba tavajo be sharayet dari chizi ro tajviz mikoni ke dar moghe`iyathaye dg mitune natijeye ax dashte bashe. mesle tajvize ye daruye khas baraye ye bimariye khas. are? bealave khoda beiyamorze pedare Plato, Hegel va Einsteine ro ke asbabe tavalode in post ro afaridand. :D ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۴۲ tara گفت... didi yadam raft raje`be phonesnoop azat beporsam! ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۱:۵۱ امین گفت... سلام. اونی که استاد میگه رو که نمی دونم از چی ناشی میشه. ولی من آدم نسبی نگری بودم. به شکل خیلی حاد و اصلا هیچ چیزی رو نمی تونستم قبول یا رد کنم و هیچ کاری رو نمی تونستم شروع کنم (به علت عدم اطمینان به نتیجه) ولی بعد دیدم چقدر راحت زندگی می کنند آدم هایی که دنیا رو ساده و همه چیز رو ائیده آل در نظر می گیرند. بعدا دقت کردم و دیدم توی تموم مدل های علمی ای

Montra

امین گفت... سلام. اونی که استاد میگه رو که نمی دونم از چی ناشی میشه. ولی من آدم نسبی نگری بودم. به شکل خیلی حاد و اصلا هیچ چیزی رو نمی تونستم قبول یا رد کنم و هیچ کاری رو نمی تونستم شروع کنم (به علت عدم اطمینان به نتیجه) ولی بعد دیدم چقدر راحت زندگی می کنند آدم هایی که دنیا رو ساده و همه چیز رو ائیده آل در نظر می گیرند. بعدا دقت کردم و دیدم توی تموم مدل های علمی ای که ما باهاشون کار می کنیم چه کلاسیک ها چه نسبی ها و چه اخیرا اونایی خیلی ادعای نسبیت می کنند مثل فازی ها اگه دنیا رو ساده تر از امر واقعی در نظر نگیرند باید دست روی دست بگذارند و راحت بگند در واقعیت نمی شه. پس این نوع ائیده آلیسم یه جورایی با نسبی نگری در مورد خود نسبیت بدست میاد. (ببین هنوز هم چقدر نسبی نگرم :)) بنا بر این از این دید با شما موافقم. گرچه به قول مهشید آدم زیادی هم تو هپروت و آرمان نباید فرو بره. پر چونگی کردم. شرمنده. ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۲:۰۶ سان آپ گفت... برا تو هیچکدوم به انفعال منجرنمی شن. می شن؟ :-))))) ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۶:۵۲ سروی گفت... افراط و تفریط همیشه دردسر ساز است . حالا می خواهد به شکل

Montra

سروی گفت... افراط و تفریط همیشه دردسر ساز است . حالا می خواهد به شکل آرمان گرایی مطلق باشد یا عدم آرمان گرایی ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۷:۴۰ Montra گفت... به امیر، امین و سروی: من هم با استاد موافقم، اما فکر می کنم در بسیاری از جنبه ها حدنصاب رو کسب نکردیم و برای رسیدن به شرایط بهتر- حداقل نرمال- هم تلاش نمی کنیم. شاید اگه انتظارمون از خودمون بیشتر باشه، و با حقوق خودمون بیشتر آشنایی داشته باشیم، تو وضعیت بهتری قرار بگیریم. بنابراین برای رشد به کمی عقاید ایده آلیستی احتیاج داریم. نقش نسبیت هم در این جا، توجیه تناقضیه که در ابتدا به نظر می رسه. این که شرایط مشخص می کنه که نتیجه ی ایده آلسیم یا عدم اون در یک مقطع خاص چی می تونه باشه و بدون توجه به برآیند مولفه های تاثیرگذار نمی شه چیزی رو به عنوان پیامد قطعی و از پیش تعیین شده ی یک ایده/ مفهوم در نظر گرفت. پس هر دو می تونن هم به انفعال منجر بشن؛ هم به رشد. به جناب کاسنی: همون که شما می گی! دی: به رضا: منظورش همونی بود که نوشتم. :-) به تارا: این قیاس تو حوزه ی تخصصی شما تعریف شده ست، دکتر جان. من که دارو تجویز نمی کنم. 2تا دی: به سان آپ: مگه

Montra

به سان آپ: مگه من رباتم!؟ دی: ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۹:۲۲ الناز گفت... یادش بخیر---توضیحی که به امیروامین وسروی دادی خیلی مثل حرف زدنت سرکلاس میمونه ۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۲۱:۵۵ می گفت... afradi ke zaman ro dar entezar e sharayet e alli az dast midahand, hargez movvafagh nemishvand. ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۱۴:۳۷