من و تو ما می شویم *

شنبه ۲۱ نوامبر ۲۰۰۹

قلب من برای رسیدن به تو،
درگیر دویدن های بی امان است؛
و هر چه تندتر می دود،
بیشتر مرا آرام می کند!
گویی زودتر به تو می رسد؛
زودتر مرا به تو می رساند...
نگران آرام شدن های این گونه ام نباش؛
مدت هاست که "من" در "تو" حل شده است.

25 مرداد 88

پ. ن.: عنوان رو "تو" انتخاب کرده...

/ 2 نظر / 2 بازدید
Montra

11 commentaire: امیر گفت... سلام، 1. خیلی قشنگ بود. 2. یه سوال؟ "مدت هاست که من در تو حل شده است" خوبه یا بده؟ یعنی به عنوان یه رویداد ناخواسته و منفی بهش نگاه کنم یا یه حادثه خجسته است؟ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۹:۵۹ Mahantra گفت... سلام 1. مرسی 2. خب راستش این موضوع نسبیه! البته اگه با دیدی خواننده محور به متن نگاه کنیم. برداشت خواننده از "من"، خیلی مهمه. این که برای شما "من" به معنای "منینیت" باشه یا "فردیت"، مثبت/منفی بودن این موضوع رو مشخص می کنه... احساس می کنم استفاده از عبارت هایی با مفاهیمی مثل "نگران نباش" و به "تو رسیدن" می تونه ذهن خواننده رو به سمت مثبت بودن این "حل شدن" سوق بده. با این حال خواننده در برداشت خودش آزاده... ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۴۸ آرام گفت... سلام.ممنون از حضور گرمت.از شعر زیبات خیلی لذت بردم.شاد باشی. ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۰۷ اهور گفت... :) ۲۳ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۴:۲۵ (-: گفت... واقعا؟! ۲۳ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۱:۳۸ سانتا گفت... کی گفته بود ؟ فکر کنم لی

Montra

سانتا گفت... کی گفته بود ؟ فکر کنم لینکو اشتباه زدی مونترا جان :-) ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۹:۴۶ مهشید جلالی قاجار گفت... سلام خوبی؟ اوضاع رو به راهه؟ :-) ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۰۳ Mahantra گفت... به مهشید: "مرسی. تو خوبی؟ نیستی- کجایی!؟" به امیر: "چرا خوشه چین باز نمی شه!!؟" ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۱۶ سانتا گفت... نه مونترا جان! کمی دقت کن. لینکهایی که ایشون گذاشتن به وبلاگهای دیگه ای باز میشه نه وبلاگ من. :-) ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۵:۵۸ امیر گفت... سلام. اتاق آبی که باز میشه. نمیدونم چی شده که برای شما باز نشده!!! ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۰۹ tara ahmadi گفت... would you check your mail please ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۹:۱۳