برادرم

شقیقه هاش رو به سپیدی ست. آرامش عجیبی در صداش موج می زند. نگاه خیره اَش وقتی حرف می زنیم، دست هاش که هراَزگاهی با مهربانی شانه هام را لمس می کنند، امنیت و اطمینان خاطری که حضورش به ارمغان می آورد، شوخ طبعی های گاه گاه و لب خندهای به عرض صورت اَش، همه و همه برای اَم تداعی کننده ی حالت های باباست. تمام دو روز این جا بودن اَش، بابا را با خود داشت...

/ 2 نظر / 2 بازدید
فرشید کریمی-شیراز ،شهر جاویدان جهان

این شعر رو سال 87 وقتی در حال خوندن کتاب مکتب های ادبی سید حسینی بودم گفتم . تقدیم به شما همراه با خاطره هایی که زیبا ماندگار شده از پدر در ذهن تان . پدرم سخن از فضائل تو مي گويم آنچه كرده اي آن گونه كه بوده اي برايم تا به ابد بلند آوازه اي برايم نهايت سپاس و تقديري 21/5/87 - شيراز [گل][گل]

نگین

هر اندازه از سپیدی موهای برادرت بگی من چیزی به جز چهره نمکی انرژیتیک خندان ایشون به ذهنم نمیاد. سلام صمیمانه منو به ایشون و همسرشون برسون.